امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

بعد از کلی تاخیر....

بعد از کلی تاخیر طولانی دوباره برگشتم  با کلی اتفاقاتی که گذشت،اسباب کشیه دیگه خیلی سخته ما هم واقعا دست تنها بودیم و توی ماه رمضون اذیت شدیم بازم  دست زن عمو سمانه درد نکنه خیلی کمکمون کرد . مامانی دیگه وقت نکردم واست بنویسم. بعدش هم که مسافرتهای پشت سرهم پیش اومد و دوهفته ای رفتیم اصفهان و بعد هم رفتیم یزد عروسی.خلاصه همش مشغول بودیم و خوش گذشت. و بعدش هم از اصفهان مهمون داشتیم و باباجان اینا اومدن و سیسمونیه نی نی خاله عاطفه را آوردن یه چند روزی هم خونه خاله عاطفه بودیم انشاالله دخملیش به سلامتی به دنیا بیاد . از شما بگم که داری بزرگتر میشی باورم نمیشه که تقریبا داریم به تولدت نزدیک میشیم و سه سالت تموم میشه خوشگل م...
29 شهريور 1394

پسریم

سلام عزیزم این مدت درگیر جمع و جور کردن وسایل خونه واسه ی اسباب کشی بودم و نتونستم به وبلاگت سر بزنم.دو هفته ی دیگه هم اسباب کشی داریم .چند روزی هم با خاله عاطفه اینا رفتیم اصفهان خیلی خوب بود .و الان هم که دوتاییمون حسابی سرما خوردیم .خوب از شما بگم که با حرفایی که میزنی حسابی از آدم دل میبری .همچنان علاقه ی شدیدی به پارک رفتن داری آوردنت از اونجا کار سختیه .جدیدا خیلی دوست داری با بچه های دیگه بازی کنی و تنهایی بازی کردنو دوست نداری واسه ی همین تصمیم گرفتم بعد از جابجاییمون ساعتی ببرمت مهد خودت هم برخلاف قبل راضی شدی. عاشق این هستی که قبل از خواب واست قصه بگم و بعضی وقتها خودت قصه را تعریف میکنی.کمی به کارتن علاقه پیدا کردی و بیشتر مر...
24 خرداد 1394

30ماهه شدنت و.........

سلام عزیز مامان،دوسال و نیمه گیت مبارک با این هوای بهاری  عالی پارک رفتن های ما هم بیشتر شده ، هفته پیش هم تصمیم گرفتم واسه ی کم شدن وابستگیت به من ساعتی ببرمت مهد اما شما اونجا نموندیو گریه کردی     پسرم که در تمامیه کارهای خانه کمک میکنه و حضور داره         از بس عاشق لواشک هستی خودم واست لواشک درست کردم با کیوی خیلی خوشمزه  بود         چهارشنبه هفته پیش بابامیثم رفت یزد و چون ما نمیتونستیم باهاش بریم رفتیم کرج خونه ی خاله عاطفه  و تا شنبه که بابا ...
2 ارديبهشت 1394